ذبيح الله صفا

1241

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ما شيفتهء نرگس جادوى توايم * آشفتهء زلف عنبرين‌بوى توايم چون ماه رخ تو سجده‌فرما گردد * خم گشته‌تر از هلال ابروى توايم * ياد دل دردناك خواهم كردن * پيراهن صبر چاك خواهم كردن آلودگيى كه در ميان آمده است * با آب دو ديده پاك خواهم كردن * دل در خم زلف يار خواهم بستن * بر خود در اختيار خواهم بستن شايد قدمى نهد خيالش در خواب * در ديدهء خود نگار خواهم بستن 91 - احسن تربتى « 1 » ظفر خان احسن [ احسن الله ملقب به ظفر خان و متخلص به احسن ] پسر ركن السلطنه خواجه ابو الحسن تربتى از اميران صاحب نفوذ شيعىمذهب و از شاعران پارسىگوى هندوستان در سدهء يازدهم هجريست .

--> ( 1 ) - دربارهء او و پسرش عنايت خان آشنا بنگريد به : * مآثر الامرا ، ج 2 ، كلكته 1890 ، ص 756 - 763 . * بهارستان سخن ، ص 532 - 534 و 534 - 535 . * سرو آزاد ، ص 95 - 96 . * تذكرهء نصرآبادى ، ص 57 - 58 . * تذكرهء ميخانه ، تهران ، حاشيهء ص 829 و 854 - 856 . * شمع انجمن ، محمد صديق خان ، هند 1292 ه ق ، ص 54 - 55 . * فهرست كتابخانهء مجلس شورى ، ج 3 ، تهران 1321 ، ص 43 - 44 . * نتايج الافكار ، ص 49 - 51 . * فهرست بلوشه ، ج 3 ، ص 391 - 392 .